بیوگرافی فردریک فرانسوا شوپن

بیوگرافی فردریک فرانسوا شوپن

بیوگرافی فردریک فرانسوا شوپنبیوگرافی فردریک فرانسوا شوپن

شوپن ۱۸۱۰ در روستای ژلازوا ولا لهستان از مادری لهستانی و پدری فرانسوی ، به دنیا آمد .

فردریک فرانسوا شوپن متولد ۱۸۱۰ یکی از تأثیرگذارترین موسیقی‌ دانان لهستانی و نوازنده برجستهٔ پیانو بود . او تعدادی از فرم‌ های موسیقی را ابداع نمود اما مهم‌ ترین نوآوری‌ هایش را در قالب فرم‌ هایی مثل سونات پیانو ، والس ، نوکتورن ، اتود ، پرلود و پولونِز به نمایش گذاشته‌ است . فردریک شوپن در تمام طول عمر خود از ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه در سال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت .

فردریک شوپن ۱ مارس ۱۸۱۰ در روستای ژلازوا ولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی ، به دنیا آمد . پدرش در سال ۱۷۸۲ به لهستان رفته بود و با تکلا جوستینا که یک لهستانی بود ازدواج کرد و همان‌ جا سکنی گزید . خانواده شوپن در اکتبر ۱۸۱۰ به ورشو نقل مکان کردند . استعداد موسیقایی شوپن جوان در سال‌ های آغاز زندگی‌ اش ظهور کرد تا آنجا که در ورشو به لقب موتسارت دوم مشهور شد . شوپن قبل از ۷ سالگی دو پولونز ( در سل مینور و در سی بمل ماژور ) نوشت که اولی توسط پدر سیبولسکی – سرپرست مدرسه نوازنده ارگ و یکی از معدود ناشران موسیقی در لهستان – منتشر شد . با انعکاس نبوغ خارق‌ العاده او در روزنامه‌های ورشو ، شوپن کوچک مورد توجه و پذیرش سالن‌ های کنسرت اشرافی در پایتخت قرار گرفت . او از این زمان اجرای کنسرت‌ های خیریه خود را آغاز کرد و اولین کنسرت پیانوی خود را در ۸ سالگی اجرا کرد .

او نخستین درس‌ های حرفه‌ ای پیانو را از زیونی ( زاده ۱۷۵۶ در بوهم ) آموخت . این دوره از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ به طول انجامید ، شوپن از زیونی به نیکی یاد می‌کرد گرچه او خیلی سریع از استادش پیشی گرفت . یکی دیگر از کسانی که در پیشرفت شوپن نقش بسزایی داشت ، ویلهلم وورفل ( متولد ۱۷۹۱ در بوهم ) بود . این نوازنده پیانو پر آوازه که استاد کنسرواتوار ورشو بود درس‌ های گرانبهایی را گرچه نامنظم در نواختن ارگ و احتمالاً پیانو به شوپن آموخت . شوپن در پاییز ۱۸۲۶ نزد جوزف السنر ( زاده ۱۷۶۹ ) آهنگساز کنسرواتوار ورشو شروع به یادگیری تئوری موسیقی ، هارمونی و آهنگسازی کرد . شوپن در ۱۸۲۹ شاهد اجرای یکی از کنسرت‌های نیکولو پاگانینی نوازنده بی‌ همتای ویلن در ورشو بود . او همچنین یوهان نپوموکا هومل آهنگساز و نوازنده پیانو آلمانی را ملاقات کرد . شوپن در آن سال به وین رفت و دو کنسرت در آنجا اجرا نمود که اجرای آن‌ها باعث شد تا پیام‌های متفاوتی را دریافت کند که شامل مقالاتی دلگرم‌ کننده و انتقادهایی در رابطه با آرام نواختن بیش از اندازه او بود . او در ورشو نخستین اجرا از کنسرتو پیانو در فا مینور را ارائه نمود و اولین اجرا از کنسرتو پیانو دیگرش می مینور را در نشنال تئاتر در ۱۷ مارس ۱۸۳۰ به نمایش گذاشت .

در ۱۸۳۰ دوباره به وین رفت و این دو کنسرتو پیانواش را اجرا نمود . شوپن در وین خبرهایی دربارهٔ شورش ماه نوامبر روسیه علیه لهستان شنید که این باعث شداز تصمیمش برای بازگشتن به کشورش صرف نظر کند . او چند ماه دیگر در وین اقامت گزید و پس از آن به مونیخ و اشتوتگارت و سپس در اوایل اکتبر به پاریس رفت . شوپن تا پیش از این بسیاری از آثار مهم خود را تصنیف کرده بود که تعدادی از اتودهای اپوس ۱۰ و دو کنسرتو پیانو اش از آن جمله‌اند . شوپن اغلب آثارش را تنها برای پیانو می‌ نوشت اما در میان کارهایش می‌ توان قطعاتی برای پیانو و همراهی‌ کننده یافت . ملودی اصل تقویت‌ کننده آثار اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی‌دلیل و زاید برخوردار نیست . گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم می‌خورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانسها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آن‌ ها مدنظر قرار گرفته ، متمایز می‌کند .

شوپن در پاریس با چند تن از بهترین نوازنده‌های پیانو آن زمان آشنا شد که فردریش کالکبرنر ، فردیناند هیلر و فرانتس لیست از آن جمله هستند و در همین زمان بود که ارتباط صمیمی او با آهنگسازانی مثل هکتور برلیوز ، فلیکس مندلسون و وینچنتزو بلینی شکل گرفت . موسیقی او تا پیش از این توسط آهنگسازان بسیاری مورد تحسین قرار گرفته بود تا جایی که روبرت شومان دربارهٔ او به دیگران گفت : آقایان، کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید . شوپن در ۱۸۳۵ با خانواده اش در کارلسبد ملاقات کرد و آن‌ ها را تا محل سکونتشان در دشن و سپس تا ورشو همراهی کرد و پس از آن چند هفته‌ای را در درسنین اقامت گزید و بعد به لیپزیگ عزیمت کرد و در آنجا مندلسون و شومان را ملاقات نمود . او هنگام بازگشت از این سفر دچار حمله شدید تنگی نفس شد که این حمله به قدری طاقت فرسا بود که روزنامه‌ های لهستانی خبر درگذشت او را منتشر کردند . شوپن در ۱۸۳۸ با ژرژ ساند که شش سال بزرگ‌تر از او بود آشنا شد و این رابطه که به سختی می‌توان دربارهٔ شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال ۱۸۴۷ به طول انجامید . آن‌ها در زمستان ۱۸۳۹ به مایورکا رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاق‌ هایی که شوپن در آن‌ها اقامت داشت ، تأثیر بسیار بدی بر سلامتی وی گذاشت تا آنجا که آن‌ها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد . در سال ۱۸۴۵ مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شد و در ۱۸۴۶ این رابطه با ورود مشکلات خانوادگی تیره‌ تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمان‌ هایش به نام نوکرزیا فلوریانی را که اصلاً برای شوپن خوشایند نبود را منتشر کرد . داستان این رمان به داستان یک هنر پیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی گردد که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن است . مشکلات خانوادگی سرانجام در سال ۱۸۴۷ به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه شوپن با ساند شد .

شوپن در ۱۸۴۸ آخرین کنسرتش را در پاریس اجرا نمود و سپس به اسکاتلند و انگلستان رفت اما شدیداً بیمار شد تا آنکه در ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ میلادی هنگامی که به پاریس باز می‌گشت ، در خانه خواهرش لودویکا درگذشت و روز پس از آن ماسکی از صورت و دست‌ هایش ساختند و سپس بدن او را گورستان پر لاشز به خاک سپردند و همچنین به وصیت او و به ابتکار خواهرش ، قلب او به میهن اصلی او لهستان برده شد و امروز در کلیسایی در ورشو نگه‌ داری می‌شود . روحش شاد و یادش گرامی

ازسایت ما دیدن فرمایید

از دیگر سایت ما دیدن فرمایید

اینستاگرام

Leave a Comment

Your email address will not be published.